تبلیغات
مسایل دینی - چرا در مسایل دینی باید تقلید کنیم؟

مسایل دینی

masaeledini.ir

 
چرا در مسایل دینی باید تقلید کنیم؟



اگر فردی بخواهد اعمالش را بر اساس قرآن و سنّت انجام دهد، باید قرآن و تفسیر آن و علومی را که

 وابسته به آن است، به طور تخصصّی بداند. همین طور باید سنّت را که عبارت است از گفتار، عمل و

 تقریر معصوم (تقریر یعنی رضایت پیامبر یا امام به یک عملی ) کاملاً بشناسد؛ یعنی با علوم حدیث که

 عبارت است از: علم رجال (شرح حال راویان حدیث) و سلسله سند، درایه (فهم دلالت روایات)، شأن

نزول روایات، قرائن حالیه و مقالیه، تقیه، حقیقت و مجاز، تعارض روایات با روایات یا تعارض روایات

 با آیات و تزاحم مصالح، آشنا باشد. وی باید این دانش¬ها را به طور تخصّصی و کارشناسانه بداند.


چنین فردی که به قرآن و سنّت با کیفیت مذکور آگاهی داشته باشد، باید طبق قرآن و سنت، آن طور که

 میفهمد عمل نماید. به چنین فردی متخصّص علوم اسلامی یا مجتهد و فقیه میگویند و تقلید کردن برای

 او جایز نیست. امّا اگر کسی از نظر علم و آگاهی به حدّ مذکور نرسیده باشد، عقل حکم می کند از یک یا

 چند متخصّص علوم اسلامی بپرسد و طبق آن عمل نماید. این بر مقتضای عقل و شعوری است که خدای

تبارک و تعالی به او داده است و قرآن هم به همین مطلب تصریح نموده و فرموده :

«فاسئلوا اهل الذّکر إن کنتم لا تعلمون». (1) از آگاهان بپرسید اگر نمی دانید.

تقلید:

سؤال از اهل ذکر یا رجوع به مجتهد و متخصّص است، همان طور که مردم چه مسلمان و چه غیر مسلمان

در مسائلی که تخصّص ندارند، به متخصّصان مراجعه می کنند، مثلاً اگر ماشینشان خراب شد به مکانیک

 مراجعه می کنند؛ اگر بیمار شدند به پزشک مراجعه می کنند؛ اگر بخواهند شهر یا خانه بسازند به مهندس

و معمار مراجعه می کنند. حتی کسانی که در یک رشته تخصص دارند، در رشته¬های دیگر

تقلید می کنند، مثلاً مراجع تقلید در بیماری، به پزشک مراجعه می کنند؛ مهندسان و معماران هنگامی که

 ماشینشان خراب شد، به

مکانیک مراجعه می کنند.
بنابراین همان طور که عقلا در اکثر مسائل روزمرّه از متخصّصان پیروی می کنند،

 در مسائل دینی نیز اگر متخصّص نیستند، باید به متخصّص (مرجع تقلید) مراجعه کنند. این مراجعه را

«تقلید» می گویند. پس تقلید از فقها نه تنها خلاف عقل نیست، بلکه از باب رجوع غیر متخصص به متخصص

 میباشد که حکم عقلی است. اگر کسی که باید تقلید کند، تقلید نکند و اعمالی را انجام دهد مانند بیماری است

که خودسر دارو مصرف کند. چه بسا عوض این که بهبودی حاصل شود، بیماری اش افزون شود.

 در روایات نیز این حکم عقل مورد تأیید قرار گرفته است. از امام عسکری(ع) آمده است:

«امّا من کان من الفقها صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً علی هواه مطیعاً لامر مولاه فللعوام أن یقلّدوه؛(2)

از بین فقها آنان که حافظ و نگهبان دین اند و خود را از گناه و آلودگی حفظ می کنند و با هواهای نفسانی مبارزه

می کنند و مطیع اوامر الهی و جانشینان اویند، بر عوام لازم است که از آنان تقلید کنند».

مراد از عوام یعنی کسانی که در علوم اسلامی مجتهد و متخصص نیستند، گرچه در علوم دیگر متخصص باشند،

 مثلاً اگر استاد دانشگاه یا پزشک در علوم اسلامی مجتهد نباشد باید تقلید کند، چنان که مرجع تقلید در

 مسائل پزشکی و مهندسی از پزشک و مهندس تبعیت و تقلید می کند
بنابر این در احکام دین، به حکم عقل

شخص یا باید مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد یا از مجتهد تقلید کند، یعنی

به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام

 داده است، مثلاً اگر عده ای از مجتهدان عملی را حرام می دانند و عده دیگر میگویند حرام نیست،

 آن عمل را انجام ندهد و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحب می دانند، آن را به جا آورد. (3)

 پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، واجب عقلی است که از مجتهد تقلید کنند.


پی نوشت ها:
1. نحل (16) آیه 43.
2. بحار الانوار، ج 2، ص 88.
3. امام خمینی، توضیح المسائل، مسئلة 1.